السيد موسى الشبيري الزنجاني
2306
كتاب النكاح ( فارسى )
2 - محمد بن الحسن الطوسى باسناده عن احمد بن محمد بن عيسى بن الحسن بن على عن ابن بكير عن ابراهيم بن الحسن عن ابى عبد الله « عليه السلام » قال : ان المحرم اذا تزوج و هو محرم فرّق بينهما ثم لا يتعاودان ابداً « 1 » در كافى نيز كلينى عن عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد - كه ظاهراً همان ابن عيسى است - عن الحسن بن على . . . ( تا آخر سند ) مانند همين روايت را ذكر مىكند كه هر دو يك روايتند . مراد از « حسن بن على » در مشايخ احمد بن محمد بن عيسى يا « وشّاء » است كه ثقه و امامى است يا « ابن فضال » كه بنا بر معروف « 2 » فطحى است و وثاقتش مسلم است . « ابن بكير » هم فطحى و ثقه است . اما از « ابراهيم بن الحسن » در كتب رجال و اسانيد هيچ خبر و اثرى نيست . ولى با توجه به اينكه متن اين روايت با روايت « اديم بن الحر » يكى است و به غير از عبارت ذيل در روايت اديم بن الحر - كه شايد به خاطر عدم تناسب با عنوان باب ، در اينجا نقل نشده - بقيهء كلمات همه يكى است ، به احتمال قوى ابراهيم بن الحسن تصحيفشدهء اديم بن الحر است ، زيرا خيلى عادى است كه در نسخهاى كه خطش شلوغ و غير خوانا باشد اديم را با ابراهيم ( بدون الف و نقطه ) ( ) و نيز الحر را با الحسن ( بدون نقطه ) اشتباه كنند . بنا بر اين به نظر ما اين دو ، يك روايت محسوب مىشود . همين روايت را در فقيه مرسلًا نقل كرده ؛ قال أبو عبد الله « عليه السلام » : من تزوج امرأة فى احرامه فرّق بينهما و لم تحل له ابداً . در كتاب النكاح مقنع هم همين را نقل كرده : « و اذا تزوج فى احرامه فرق بينهما و لم
--> ( 1 ) وسائل 12 : 439 / 16716 ، باب سابق ، ح 1 . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) كلام استاد ( مد ظله ) ناظر به مطلبى است كه در برخى كتب رجال وارد شده كه الحسن بن فضال در هنگام مرگ از فطحى بودن برگشته ، حال با توجه به اين نقل ، آيا بايد روايات حسن بن فضّال را در عداد روايات صحيحه شمرد يا بايد زمان نقل روايات توسط ابن فضّال را در نظر گرفت كه در آن هنگام حسن بن فضّال بىشك فطحى بوده است در نتيجه روايات وى موثقه مىباشد .